واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

735

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

خوارزمشاه پيمان صلح و اتحاد بست . ظاهرا همهء شهرهاى خراسان به جز هرات در تحت حكومت خوارزمشاه باقى ماند و در سال مرگ شهاب الدين فقط هرات به غوريان تعلق داشته . در بهار سال 602 هجرى ( 1205 ميلادى ) تاج الدين زنگى « 1 » والى بلخ به متصرفات خوارزمشاه دستبردى زد . ولى بدون رضاى سلطان خويش عمل كرده بوده و سلطان مساعدتى در حق وى مبذول نمىداشت . غوريان مروالرود را غارت كردند ولى در نزديكى سرخس شكسته شدند . زنگى و ده تن از سرداران وى اسير و به خوارزم برده شدند و به سياست رسيدند « 2 » . شهاب الدين در آن زمان فقط در انديشهء انتقام‌جوئى از قراختائيان بوده . در عين حال وى ، همچون « سلطان اسلام » وظيفه‌دار بود كه ماوراء النهر را از زير يوغ كفار نجات دهد . بعدها ، پس از اشغال شهر غزنه توسط خوارزمشاهيان نامه‌هائى از ناصر خليفه در آن شهر كشف شد كه وى سلطان را ترغيب مىكرده كه نخست كار خوارزمشاه را يكسره كند و حتى بدين منظور با قراختائيان عقد اتحاد ببندد « 3 » ، به عبارت ديگر همان نقشهء عملياتى را كه يك سال بعد محمد مجرى ساخت پيشنهاد كرده بوده . ظاهرا سلطان غور از لحاظ دورانديشى سياسى به پاى رقيب خويش نمىرسيده . در بهار سال 602

--> ( 1 ) - غورى ، فرزند فخر الدين مسعود . جوزجانى ، ترجمهء راورتى ، I ، 425 ؛ ( چاپ نامائو - ليس ، 104 ) . ( 2 ) - جوينى ، نسخهء خطى GPB ، IV ، 2 ، 34 ، ورق 119 ؛ چاپ قزوينى ، II ، 58 . به گفتهء ابن اثير ( چاپ تورنبرگ ، XII ، 135 ) اسيران در مرو به سياست رسيدند و سرهاى بريدهء ايشان چند روز آويزان بود . ( 3 ) - جوينى ، نسخهء خطى GPB ، IV ، 2 ، 34 ، ورق 144 ؛ چاپ قزوينى ، II ، 120 .